مارتین پاتریکین در مقاله ای در مجله مکلینز بطور مفصل به مسئله سازش معقول در کبک می پردازد. او نه تنها این مسئله را محدود به مرزهای استان کبک نمی بیند بلکه از آن به عنوان مشکلی در سرتاسر کانادا نام می برد. با این تفاوت که استان کبک در چاره جویی برای سازش معقول پیش رو بوده است. تصمیم به تشکیل کمیسیون تیلور-بوچارد در بحبوحه انتخابات پارلمان استانی کبک صورت گرفت. در آن زمان خیلی ها مطرح شدن مسائلی مانند سازش معقول را تنها حرکت یا مانور سیاسی برای احزاب کبک به منظور جلب آرای مردم تلقی می کردند. اما شنیده های کمیسیون تیلور-بوچارد از مشکلی واقعی در بطن جامعه حکایت دارد.مردم کبک چندان دل خوشی از مهاجرین ندارند.
کلود بازینت مردی ساکن مونترال اینگونه جملات را بر زبان آورد: « ما آنها را اینجا پذیرفتیم، به آنها غذا دادیم؛ به آنها خانه دادیم، دانش و تحصیلات در اختیار آنها قرار دادیم، اما آنها اصلا خود را با فرهنگ و قوانین ما تطبیق نداده اند». حرفهایی از این قبیل در کمیسیون تیلور-بوچارد بسیار شنیده شده است. فرد دیگری ساکن مونترال گفت: « وقتی در مونترال در حوالی Cote-des-Neiges و Cote-St-Catherine راه می روم و زنان با حجاب را می بینم، احساس نمی کنم که در خانه خود هستم، احساس می کنم گویی در عربستان سعودی هستم. نباید اینگونه باشد؛ اینجا سرزمین من است.» فرد دیگری از دیدن این همه مواد غذایی کوشر در ردیف های مختلف فروشگاه خسته شده است و معتقد است که: « برای من کیفیت مواد غذایی اهمیت دارد نه تطهیر آن توسط خاخام ( ربای) ».
از سویی دیگر مردم بسیاری نیز با صمیمیت و روی خوش مهاجرین را پذیرفته اند و به ضرورت جذب مهاجر در کانادا پی برده اند. اما همین افراد معتقدند که نباید سازش عمومی با حقوق دینی و آیینی مهاجرین به از دست رفتن با ارزش ترین اساس جامعه یعنی سکولاریسم منجر شود. اینگونه اظهارات تنها منحصر به استان کبک نمی باشد به عنوان مثال بروس آلن یکی از تهیه کنندگان برنامه افتتاحیه و پایانی المپیک زمستانی ونکوور در برنامه رادیویی خود در ونکوور مهاجران را اینگونه ارشاد و موعظه کرده است: « کانادا قوانینی دارد، اگر به کانادا مهاجرت می کنید و قوانین حاکم بر آن را دوست ندارید، این حق را دارید که اینجا را برای زندگی خود انتخاب نکنید، ما اینجا به شما نیازی نداریم، شما جایی دیگری برای زندگی دارید، منظورم سرزمین خود تان است، به امید دیدار». از او شکایتهای زیادی شد، اما دست آخر او حاضر به عذرخواهی نشد.
میشایل ژان فرماندار کانادا در این باره می گوید: شاید راحت تر این است که همه این موارد را به حساب گمراهی و انحراف آن افراد بگذاریم. اما خوب است با حقیقت رو به رو شویم شاید شنیدن اینگونه حرفها تلخ و ناراحت کننده باشد ولی بهتر از آن است که وانمود کنیم که این مشکلات وجود ندارد. او معتقد است تمام کشور از آنچه در کبک می گذرد سود می برد. باید بپذیریم که احساسات آمیخته با تعصب ناگزیر ظهور می کند. نژاد پرستی مشکل تمام جوامع است و آن تنها از جهالت و سوء برداشت ها نشات می گیرد.
در سال 1971 کانادا سیاست چند فرهنگی را به طور رسمی پذیرفت و آن را نشانی غرورآفرین برای جامعه کانادا دانست. در آن سال ها پیامد هایی که چند فرهنگی به دنبال می آورد تنها بگونه کلی مورد بررسی قرار گرفت و به جزئیات آن پرداخته نشد؛ جزئیاتی که هم اکنون مسئله ساز شده است. خلاصه بگویم آواز دهل شنیدن از دور به گوش مردم کانادا خوش نشست. به نظر می رسد که کانادایی که زمانی سنگ بنا اش بر اساس صبر و شکیبایی نهاده شده بود، کاسه صبرش لبریز شده است و همین امر باعث فرسوده شدن تار و پود چندفرهنگی شده است.
مسئله سازش معقول در مواردی همچون مذهب و فرهنگ اقلیت از حساسیت بیشتری برخوردار است. در آمار SES از مردم پرسیده شده است: آیا می توانند آن بخش از آیین مذهبی و فرهنگی اقلیت که با قوانین کانادا همخوانی ندارد را در جامعه خود پذیرا باشند؟ تنها 18 درصد به آن پاسخ مثبت داده اند. از طرفی در حدود 53 مردم معتقد هستند که باید مهاجرین کاملا خود را با فرهنگ و قوانین کانادا وفق دهند. پرسش بعدی، آیا برای مهاجران این حق را قائل هستید که مدرسه، بیمارستان و سرویس های دولتی مخصوص به خود داشته باشند؟ 37 درصد مردم هیچ گونه حق خاصی را نمی پذیرند درصد کمی بعضی از این حقوق را قابل قبول می دانند و تنها 6 درصد کاملا با اینگونه مسائل موافق هستند. وقتی از سازش با مهاجرین در محیط های کاری و حرفه سوال می شود، درصد مخالفین به 45 درصد می رسد و تنها 4 درصد از آن پشتیبانی می کنند.
در کبک 74 درصد از مردم باور دارند که این مهاجرین هستند که باید خود را کاملا با قوانین و فرهنگ کانادا تطابق دهند و تنها 5 درصد مردم در برابر مهاجرین از خود انعطاف نشان می دهد. آمار مشابه در انتاریو از 49 درصد مخالفت با سازش و 22 درصد موافقت با آن حکایت دارد. جالب است که استان های شرقی واقع در اقیانوس اطلس و استان آلبرتا بیشتر از دیگر نقاط کانادا از سازش در برابر مهاجرین حمایت می کنند.
بهتر است کمی به جای در نظر گرفتن محدوده جغرافیای ، مسئله سازش معقول را با معیارهای اجتماعی بسنجیم. ویکتور پیشه استاد جامعه شناسی در دانشگاه مونترال معتقد است که میزان تحصیلات و درآمد از شاخص های بهتری برای سنجیدن این موضوع می باشد. طبق آمار افراد مسن و همچنین افراد با تحصیلات کمتر نسبت به افراد چوان تر و تحصیل کرده تر از انعطاف کمتری نسبت به مهاجرین برخوردار هستند. بر طبق آمار SES تنها حدود 17 درصد از کانادایی هایی که بین 55 تا 63 سال سن داشته اند نسبت به سازش با مهاجرین نظر مثبت داشته اند این در حالی است که این درصد در مورد شرکت کنندگان در این نظرسنجی با محدوده سنی 25 تا 34 سال به 24 درصد افزایش پیدا می کند. بر طبق همین آمار در حدود 50 درصد از افراد با تحصیلات دانشگاهی معتقدند که مهاجران باید اصول و فرهنگ کانادا را بیاموزند و بپذیرند و تنها 24 درصد از آنان سیاست های سهل گیرانه بر مهاجرین را معقول می دانند. این در حالی است که تنها 9.6 درصد افراد با تحصیلات دبیرستان یا پایین تر از این گونه روش های سازش وار با مهاجرین پشتیبانی می کنند. گرچه افراد تحصیل کرده از خود انعطاف بیشتری نشان می دهند اما همچنان درصد قابل ملاحظه ای از آنان اینگونه نیستند.
بر اساس همین آمار طبقه متوسط با درآمد سالی 40 هزار تا 50 هزار دلار نسبت به مهاجران از دیگر طبقات اجتماع سخت گیر تر هستند. در حدود 64 درصد از آنان مهاجران را موظف به وفق پذیری با فرهنگ کانادا می دانند. این درصد در افرادی با در آمد کمتر از 25 هزار دلار در سال به 46 کاهش پیدا می کند و در افرادی با درآمد سالیانه 50 هزار تا 75 هزار دلار به حدود 55.3 درصد می رسد.
در ادامه مقاله نویسنده سعی دارد به ریشه های این رفتار اجتماعی بپردازد و خاطر نشان می کند که مردم کانادا نسبت به اقلیت های مذهبی از خود حساسیت بیشتری نشان می دهند. جالب است که اشاره کنیم در کانادا وقتی صحبت از اقلیت های مذهبی می شود ناخود آگاه ذهن مردم متوجه اقلیت مسلمان کانادا می گردد و این امر را می توان نوعی واکنش و نگرانی مردم نسبت به اتفاقاتی همچون یازده سپتامبر، بمب گذاری های لندن، شورش های خیابانی حومه پاریس و طرح بمب گذاری تروریستی در تورنتو و عملکرد رسانه ای در بازتاب این رویداد ها تلقی کرد.
این مقاله خلاصه ای است از
Canada: a nation of bigots? It’s clear that our national renown for tolerance is breaking down, Martin Patriquin, Maclean’s October 22, 2007
Posted by artaxerxes
Posted by artaxerxes
Posted by artaxerxes